شاید همین کوهواره اندوهی انبوه
بر گرده ها
هرآینه هوای خاک می کشد
تا بی کران گستره آرزوهایی که دیگر
هیچ حادثه ای نمی گیراندش
حکومت اسلامی
گیل آوایی
1
آیه ها
جاری
شلاقها
به زبان کدام رسالتی
ختم انبیاء لابه می کنند
ادامه شعر را با کلیک کردن روی عنون آن بخوانید
| واقعیت ِ بی پرده این است: یا استبداد خونین یا سرنگونی کل حکومت اسلامی
گیل آوایی روندی که با هر تحلیل و تفسیری به شرایط کنونی از حکومت اسلامی انجامیده است، خواه یا ناخواه ریشه خود را خواهد زد. این روند از فردای برکناری بازرگان آغازشده و با سلام و صلوات و تعارفات آخوندی و توهم بسیارانی از درون همین حکومت پیش رفته است ورسیده است به مرحله ای که همان بچه حزب الهی های دیروز که تیغ بر مردم کشیدند و قتل عام کردند، به سرداری و ریاست و وکالت از نوع خودشان تکامل یافته اند، اکنون نه به فتواهای دینی وقعی می نهند و نه اصولا به مراکز قدرتی از نوع تاکنونی نیاز دارند |
این شعرم را پیشتر منتشر کرده بودم اما امروز به مناسبت روز شعر در هلند آنرا به انگلیسی برگردانده ام و اینجا منتشر می کنم
خاک ِ وطن!
گیل آوایی
بودن نبودن
23اکتبر2009
کوچه های خاطره می داند
نگاه های باخته آشنایی
دریاب دمی که با طرب می گذرد
شب شعر در دانشگاه لایدن
گیل آوایی
هنوز از حال و هوای شب خوبی که داشتیم، بیرون نیامده بودم. چند لحظه ای نمی گذشت که با هم خدا حافظی کرده بودیم. به نسیم فکر می کردم که چقدر باید احساس زلالی داشته باشد که با نوای اصیل گیلکی که شور و دلتنگی خاصی در آدمی می گیراند، اشکش در آمده باشد. به کوشیار فکر می کردم که به هلندیهای در گذر، چنان هشدار داده بود که جای دوچرخه سوارها نیست! وخنده ام گرفته بود از واکنشی که داشتم و او با شیطنت دلچسبی لبخند می زد وقتی که گفتم :