دوشنبه، آبان ۲۴، ۱۳۸۹
مویه آواز
جمعه، آبان ۲۱، ۱۳۸۹
گپی اگرچه ناتمام - گیل آوایی
سهشنبه، آبان ۱۸، ۱۳۸۹
بی نام
گیل آوایی
دوشنبه، آبان ۱۷، ۱۳۸۹
ولایت فقیه، وقیح ترین وقاحتها
چهارشنبه، مهر ۲۸، ۱۳۸۹
انرژی هسته ای ضامن بقای حکومت اسلامی یا نابودی ما - گیل آوایی
سهشنبه، مهر ۲۷، ۱۳۸۹
خامنه ای، ویروسیست که هر نماد و نمود سلامت انسان را بیماری می پندارد - گیل آوایی
دوشنبه، مهر ۲۶، ۱۳۸۹
شماها درد را می گویید اما درمان را گشاد می دهید
یکشنبه، مهر ۲۵، ۱۳۸۹
ننگ و تحقیر و حقارت از سراپای حکومت اسلامی می بارد از اصولگرایش گرفته تا اصلاح طلبش – گیل آوایی
چهارشنبه، مهر ۲۱، ۱۳۸۹
نفرت بر آن پیغمبری که خامنه ای از اولاد اوست - گیل آوایی
گفتیم شکنجه می کنند، گفتند شایعه است. گفتیم تجاوز می کنند، گفتند شایعه است. گفتیم فرزندان این سرزمین را زندانی و شکنجه و تجاوز و تیرباران و اعدام کرده اند و در گورهای دسته جمعی خاک کرده اند، گفتند شایعه است شماها ضد انقلابید.
گفتیم رشوه بیداد می کند. از بالا تا پایین این حکومت فاسد و لمپن و دزد و درغگویند. گفتند در حکومت اسلامی چنین چیزهایی نیست. حکم، حکم الهی است، رهبرش ولی فقیه، نماینده صاحب زمان است. گفتیم فقر و بیکاری و اعتیاد و فحشاء و سقوط اخلاقی در جامعه بیداد می کند، گفتند ضد انقلابید و برعلیه حکومت اسلامی شایعه می سازید
سی سال زبانمان مو در آورد از فریاد کردن و گفتن و افشای واقعیتها و حقایق هولناک در حکومت اسلامی و بیدادگاههای شان، یا متهم به شایعه پراکنی شدیم و یا دروغ پراکنی. ....ادامه
شنبه، مهر ۱۷، ۱۳۸۹
وای اگر از پس امروز بود فردایی - گیل آوایی
بشکند دستتان که اینگونه به قتل ایرانیان نشسته اید. نفرت بر خدا و صاحب زمانتان که ولایتش را ادعا می کنید. نابود باد اسلامتان که شرم خونبار بشریتید.
چرا به جان مردم ایران افتاده اید!؟ چرا نمک خورده و می خورید و نمکدان می شکنید!؟ کجای این جهان ایستاده اید قاتلان!؟ که خون بی گناهان از چنگال شومتان سرریز است! کجای مهربانی این آب و خاک به حرمت دین و ایمان و قرآن تان حرام نشست که جنابتبارتر از تبارتان تازیانه ی تازی بر پیکر ایران و ایرانی می زنید!؟ چشم سیری ناپذیرجنایتهایتان را بازکنید که چه بر سر این مردم آورده اید! از کجا می دزدید و غارت می کنید و به کجا و به شکم چه کسانی می ریزید! چرا بخودتان نمی آیید!؟ به هزار سال هم نمی شد اینگونه چهره ی خون آشام اسلامتان را به همگان آشکار نمود که شما انسان نمایان ِ کوردل پرده از وقاحت اسلامتان کشیده اید و اینگونه به جنایت، آیه لابه می کنید! نفرت بر آن صاحب زمانی که برای حکومتش تا اینحد بی چشم و رو به جنایت و قتل و غارت نشسته اید و با وقاحت پلیدانه ای آشکارا دروغ می گویید، انکار می کنید، می کُشید و می دزدید و به سفره های خالی تهیدستان نیز رحم نمی کنید! چرا سر در مغاک کوردلی تان فرو برده اید و اینهمه ناروایی و نابرابری و زور و دروغ و فریبکاری و سیه روزی یک ملت را نمی بینید!؟ وقتی الرحمان و رحیم نعره می کشید! ناله های دردناک مادری که به عزای فرزندش نشانده اید، نمی شنوید!؟ وقتی که قرانتان را لابه می کنید! شلاق و شکنجه و اعدام را با تلاوت آیه هایش، نمی بینید!؟ در حکومت نحس تان، اعتیاد و فقر و غارت و دزدی و تجاوز و شکنجه و دار و داغ چنان روزمره شد که وقاحت آن به چشم شما جنایتکاران نمی آید!
نفرت بر آن قران تان! نفرت بر آن محمدتان! نفرت برآن امامتان! چه بر سر این مردم آورده اید! چه بر این آب و خاک آوار کرده اید! همه جا خون! همه جا عزا! همه جا دروغ! همه جا ریاکاری! همه جا وهم و خرافات! همه جا درماندگی و حقارت! همه جا نکبت و سیه روزی! اینهمه نتیجه سی سال حکومت نحس اسلامتان است! حکومت صاحب زمانی تان است! حکومت عدل علی تان است! حکومت ولایت فقیه خون آشامتان است!
وای اگر از پس امروز بود فردایی
دلتنگی - گیل آوایی
ابرِ نگاهم بر پر باد
آه اگر
دلتنگی مرا می خواند
در آسمان وطن
بانوجان به شما چه!؟
شیرین عبادی، برنده ایران جایزه صلح نوبل و اکبر گنجی، روزنامهنگار سرشناس ایرانی، نسبت به اعطای جایزهای در آلمان به کورت وسترگارد، کاریکاتوریست جنجالی دانمارکی اعتراض کردند( گفتآوری از رادیوفردا.
اینها اگر در فردای ایران قدرت بگیرند چکار می کنند!؟ اینهمه بیداد در کشورمان بر سر هر بخت برگشته ای آوار شده و فقر و بیکاری و بیماری و شکنجه و تجاوز و بی پناهی در حکومت اسلامی! درد را به استخوان همه رسانده بعدش اینها به چه چسبیده اند وغذای تبلیغاتی درست می کنند!!!واقعن نمی دانم چرا کوه ما ایرانیان همیشه موش می زاید!!! یکی از کیسه خلیفه می بخشد و فراموش نمی کند و این بانوی بسیار محترممان هم همه را گذاشته با جایزه آلمانی به کارتونیست دانمارکی اعتراض می کند! حالا اگر آقای گنجی می گوید، شگفتی ای نیست چرا که از کوزه همان برون تراود که در اوست! اما بانوشیرین جان عبادی چرا!؟ یکی نیست به این بانوجان بگوید به شما چه!؟
جمعه، مهر ۱۶، ۱۳۸۹
چهارشنبه، مهر ۱۴، ۱۳۸۹
اندوهباره ای دیگر - گیل آوایی
در آسمان تک فصلی این خاک
روزگار چیدن اندوه
بار ِ هیچ دار
داد بر نیاورد
دادخواهی ِ اینهمه پر کشیدن
دیوارها میان کدام دست به مشت
که چشمان این خاک
جز از برای بارانیدن نبوده تو گویی
حسرتانه نگاه ِ به نابگاهی حادثه
خشم غریبیست هنوز
بی پناهی هزار زخم
گریز تُرد بالکشانی به جان آمده
هرزگانی کمین ِهماره در فوج اوج هزار ادعای دهن پرکن
چه خاک غریبیست همخاک
خاک برسرانیم در گذر یک تاریخ
تار مویی بحث عالمان به مفت چریدن
کوچ و پوچ و جانکاهی
توشه بار فاجعه
هوچیگرانی بودن نبودن را
به دار و تیر و دیوار
نعره می کشند
ناتمام
اندوهباره ای در پی اعدام زنِ بی پناه دیگری در میهن بلازده مان
چهارشنبه، مهر ۰۷، ۱۳۸۹
اگر می شد - گیل آوایی
ادامه
چهارشنبه، شهریور ۳۱، ۱۳۸۹
وبلاگ گیلکی تاسیانه ها با چند شعر و ویدئو غزل به روز شده است
جمعه، شهریور ۲۶، ۱۳۸۹
ای داد ِ وطن - گیل آوایی
خونبارش ِ ماتم سیاووشــــــان است
برخیزیم و آتشی بگیرانیم بـــــــــــــاز
کین خاک زخشم آرشان جوشان است
پنجشنبه، شهریور ۲۵، ۱۳۸۹
حسی دیگر از شعر شاملو - گیل آوایی
راز
گیل آوایی
حسی دیگر از شعر شاملو
16سپتامبر2010
اشک ِ هیچ " گاهی"، لبخند عشق نیست
وقتی که آسمان چشم
می باراند
رازی نمی ماند
هنگام که تاب ته می کشد
بغض نهان
دهان باز می کند
چونان نای نشسته به آوایی که از نشیب و فراز تردید و یقین
ساز می شود
در می یابی
باری
بود راز و گشوده شد به باران سر ریز از نگاهی
و چنین نیز
لبخند ِ بگاه و نابگاهی
پرده می کشد از نهان نهفته بی نشانش
که لبخند رازی نیست
اشک رازی نیست
من
تو
مایی
در پس دیواری
رازیم و راز
تا هیچ های و هویی
اگر نباشد از ما
میانمان
چهارشنبه، شهریور ۲۴، ۱۳۸۹
یکشنبه، شهریور ۲۱، ۱۳۸۹
سهشنبه، شهریور ۱۶، ۱۳۸۹
دلتنگی - گیل آوایی
گیل آوایی
هفت سپتامبر2010
آوازهای مرا می شنوی
من از ورای اندوه تو می خوانم
چونان بغض گم شده ی پرنده ای
که چنگال تودرتوی دام
امانش را بریده است
ادامه>>>
پنجشنبه، شهریور ۱۱، ۱۳۸۹
نیروهای دینی سیاسی، نمایندگان اسلام جنایتکارند و حکومت اسلامی ایران، آینه ی تمام نمای آن - گیل آوایی
گیل آوایی
>>>> عریانگویی و بیان آشکار بیدادگریها و خون دل خوردن مردمی که به بیرحمانه ترین شکل سرکوب و تاراج می شوند، شکستن آن تابوی هزارساله ی اسلامیست که اساس آن دروغ و فریبکاری بوده است. از آن محمدش بگیر تا هر پیشوا و امامی که در همان راستا بنای کج این باور تا به امروزرا پاییده است. روزی علی دشتی و روزی کسروی در ایران بلازده به قتل می رسند و روزی مردم بی دفاع در سینما بر پایه همین نگرش جنایتبار زنده زنده در آتش می سوزند، روزی زندانیان بی دفاع با همین دین و باور و ایه های نحس اسلامی به قتل می رسند و از کشته هاشان پشته ها ساخته می شود و روزی می رسیم به همین جاییکه یک آخوند فکستنی نایب برحق صاحب زمانی می شود که پایان ندارد و همان اراجیف مشروعه نه.مشروطه را به تیغ و تیر و خون تحمیل می کند. یکی بزرگترین و نخستین انقلاب آزادیخواهانه ی منطقه ما را چنان در چنبره ی سیاه اسلام گرفتار می کند که هنوز از زیر منجلاب آن کمر راست نکرده ایم ویکی بجای سلطنت شاهنشاهی ایران به سلطنت اسلامی وقیحانه لابه می کند. و این همه را وقتی در کنار آن باورها و آیینها و خوش باوریها قرار می دهی که همین جنایتکاران از کنار آن رزق و روزی خورده اند و از ناآگاهان مکیده اند و گردن کلفت کرده اند، داد آدمی به آسمان بلند می شود وقتی کسانی باز بر این باور و پایه و اساس می کوشند همان خاک را برسر مردم بریزند. از آن سیاسیکارش گرفته تا باصطلاح روشنفکرش. >>>
برای خواندن مقاله همینجا یا روی عنوان بالا کلیک کنید
پنجشنبه، شهریور ۰۴، ۱۳۸۹
بخش نخست داستان بلند گیلآماردان، - گیل آوایی
بخش نخست داستان بلند " گیلآماردان " با فورمات پی دی اف در هنر و ادبیات پرس لیت منتشر شده است. برای دریافت آن اینجا
کلیک نمایید
واکنش به غزلی که حداد عادل در وصف خامنه ای، رهبر قاتلان گفت
حدادعادل یکی از خایه مالهای خامنه ای چنایتکار در وصف خامنه ای شعر زیر را سروده است
اي دو چشمانت چراغ شام يلداي همه
آفتاب صورتت خورشيد فرداي همه
و الخ
..............
گیل آوایی
ای دو چشمانت به خونخواری دنیای همه
آفتابه صورتت، با مستراح های همه
ای دله دزد همه کشتی نشینان دسته بیل
ای دو چشم تخمی ات نفرت فزایای همه
خنده های شوم تو چون خنده کفتارها
شعله لرزان آهت بوی گندای همه
ای پیام شوم تو چون زوزه ی مردارخوار
وی کلامت نحسی هر روز و فردای همه
قامتت نحل بلند گلخن بیچارگی
تُف به رویت قاتل هر پیر و برنای همه
"گر كسي از من نشاني از تو جويد گويمش"
جاکشی عمامه بر سر شوم افزای همه
مرده زار عمر نحست مرده بادا مرده باد
ای پلشت بی بهاری، خورده آرای همه
دوشنبه، شهریور ۰۱، ۱۳۸۹
صد رحمت به یزید و شمر! واقعن درود بر آنها
یک لحظه حتی با همه ناممکن بودن آن از نظر انسانی اش که فکریا تصور کردن! اندیشه کنید که تخم مرغ دزدی را دست می برند و میلیاردها دلار دزد را پاداش می دهند، یا مثلن تجسم کنید که نابغه ریاضی مملکت در سلول انفرادی زندانی می شود و نوحه خوانی عزیز دردانه رهبر حکومت اسلامی می شودیا هر فرهیخته ای از نویسنده و شاعر و هنرمند گرفته تا استاد دانشگاه و وکیل و دانش پژوهی، شکنجه و زندانی و دربدر می شود اما حیف نانی مثل احمدی نژاد رئیس جمهور!! که جن گیر و فالگیر و چه می دانم ابلهانی از این دست کارشان سکه می شود! به هزار زبان می گویی که صد رحمت به یزید و شمر که حساب امام حسین را رسید و مردم آن زمانی ِ عراق را از شر چنین کابوسی خلاص کرد!




