یکشنبه، بهمن ۱۷، ۱۳۸۹

یار خیابانی من - گیل آوایی

یار خیابانی من
گیل آوایی

یار خیابانی من
با من وُ همراه منی
کوچه ی بی نام و نشان
در غم بیداد زمان
بغض من و آه منی
سهم ما از نفت و دلار
سفره ی بی لقمه ی نان
خورده اگر برده اگر هر چی از آن ِ من وُ تو
کی می گیریم حقمونو
چاره کنیم درد مونو
داغ ستم بر تن مون
سقف سیاه بر سرمون
زندونه جای همه مون
یار خیابانی من
با من و همراه منی
کوچه ی بی نام و نشان
بغض من و آه منی

دولت غارتگر ما
خالی می بنده واسه ما
زندونه جای همه ما
مجلس بی بُته ی ما
پرشده از هرزه گیا
دزدیه کار ِ همه شون
سفره ی خالی واسه مون
یار خیابانی من
با من و همراه منی
کوچه ی بی نام نشان
در غم بیداد زمان
بغض من و آه منی


با اقتباس از یار دبستانی که گویا سروده ی منصور تهرانی است و اول بار در سال 57 خوانده شد به سرود

جمعه، بهمن ۱۵، ۱۳۸۹

بجان آمدن - گیل آوایی

1
اشکهایم دریا دریا
خاورانهای خاک
به هر دار و چارپایه
طوفان می کند

ساحل ِ شکیبای همیشه یار
گستره یک انقلاب
پابه پای من
این پا آن پا می گسترد
خشم و هوار بجان آمدن

وقت است
خروش اینهمه سکوت
آتش زدن

2
اندوه خاوران
.
پای کوه نشستم به آهی
کوه لرزید و گفت هی!؟
از چه آه می کشی چنین!؟
گفتم خاوران!

اندوه اندوه فروریخت کوه

سیلاب
امان نداد از اوین بگویم!

پنجشنبه، بهمن ۱۴، ۱۳۸۹

دلشدگی های مستانه و الهه ناز - گیل آوایی

 .
.
مست ِمست تنهایی ام را برده بودم تا با دریا بتنهایی قسمت کنم. دریای در خلسه مست ِ من ماست شده بود و به غمزه هر از گاهی تلنگری به ساحل می زد و خواب از ساحل خموش می ربود تو گویی که دریا هم دل تنهایی نداشت و سکوت ساحل را بجان آمده بود.

چشم گرداندم از هیچ بنی بشری خبری نبود. من بودم وُ ساحل وُ دریا، وَ یک عمر تنهایی ام که به آرامی در سایه روشن شب، روی ماسه ها گام برمی داشتم.
نه پرنده ی همه روزه ام بود نه کلاغ سیاهی، که هر بار دیده بودمش شگفتی مرا برانیگخته بود که با پرندگان دریایی چه می کند!، از دورهای نه چندان دور صدای تک و توک پرنده ای که خوابش را پرانده باشند، می آمد انگار که اعتراضی کرده باشد و صدای آن مثل نت ِ نابهنگامی می مانست که هارمونی نوای ساز را بهم می ریخت مصداق همان تک پا زدنی که ریتم هماهنگ را بهم می زد.
دریا خلسه ای داشت که می شد از نوازش آن سهمی گرفت و ساحل را گشاده دست تر رها شد. سرمای این فصل سال گُر گرفتی درون و بیرون مرا از فغان بازش می داشت و خوش خوشانه زمزمه ای بود مرا ----ادامه>>>

چهارشنبه، بهمن ۱۳، ۱۳۸۹

ای هم وطنان بخون نشستن تا کی- گیل آوایی

زرتشت نماد نام ایرانی ماست
اسلام نشان ننگ و بدنامی ماست
از بهر حقارت است الله الله
عمامه بسر برای ناکامی ماست
 ....
من با دل خون و خاوران آمده ام
از داغ و شکنجه ها بجان آمده ام
ای حاکم تازی بتو از من پیغام
از ریشه کنم ترا، از آن آمده ام
......
از بهر وطن با سر و جان آمده ام
با مهر وطن چو آرشان آمده ام
بر رهبر جمکرانی از من پیغام
خونخواه وطن منم از آن آمده ام
...........
ای هم وطنان بخون نشستن تا کی
بر دیو و ددان دخیل بستن تا کی
برخیز وطن ترا مرا می خواند
ایرانوطنیم، زهم گسستن تا کی

با صراحت به حکومت اسلامی می گوییم: گورتان را گم کنید. برای چنین کاری مجوز بی مجوز! - گیل آوایی

حکومت جنایتکار اسلامی از گذر اعتراضات سال گذشته به چنین نتیجه ای رسیده که پیشگیری از هر اعتراض کارا تر از سرکوب اعتراض است بدین معنی که با همه توان خود از شکل گیری اعتراضات جلوگیری کند و با همان نیرویی که برای سرکوبی اعتراضات لازم دارد، اعتراضات را در نطفه خفه کند. و این همان تاکتیکی است که در کوران اعتراضات به کار برد و برای پس راندن و اخته کردن اعتراضات ماجرای پیگیری تقلب در انتخابات را به مراجعه به مجلس خبرگان و قویه قضاییه و دنبال کردن شکایات از طرق قانونی طرح کردند و فرصت نفس کشیدن و سازمانیابی یافتند و از آن پس تاکتیک پیشگیری از شکل گیری اعتراضات را با تمام نیرویشان دنبال کرده اند.ادامه>>>>

دوشنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۸۹

یکی از تلخترین دوره های تاریخی ماست هم وطن! ایران را از چنگال مالیخولیای اسلام رهایی بخشیم – گیل آوایی

دوره های سیاه تاریخی فراوان داشته ایم و هر دوره از این سیاهی و تباهی را با اراده و همبستگی و جانفشانی ملی، وطن از بی وطنان باز پس گرفته ایم. دوره کنونی یکی از تلخترین دوره های تاریخی ماست که بی وطنان از درون ما بسا خونبارتر از دشمن خارجی همه ی داروندارمان را به تاراج نشسته اند.
ایران ما زخمیست هم وطن. وطن ما در چنگال شوم مشتی دیوانه اسیر است. تنها پشتوانه ی حاکمیت سیاه اسلامی، زور و تزویر و جنایتباری هولناک است. از ما بر ما خون می باراند. این حکومت در همه ی نام و نشان و هویت و درونمایه اش غیر ایرانی، غیر ملی و به معنی واقعی کلمه غارتگر و خائن است

سهم ما - گیل آوایی


نان و نفت و دلار
سهم ما
حلقه های طناب و چارپایه
چشمهای مسخ به تماشا
الله و آیه و حد

قسمت ما
ازز مین
گورهای بی نام
به فتوای مفتی مفتخوار
لعنت آبادهای خاک بود
قسط و عدل و داد
سهم ما رقم زد
چنین

از چاه ما
ماه به آسمان وطن بود
از باور الله و آیه و حد
جمکران و صاحب ِ یک تاریخ وقاحت وقیح

راستی را
رستگاری ِ دروغین بود
مناره و منبر به چاپیدن
چپاندن
که نان به نقاره هوار شد سفره های تهی از نان
شکرانه شرع مقدس جاری
اندوه و سوگ
و بخت خوش سق زدن ِ لقمه نانی به پایداری ِ وقاحت ِوقیح
جمکران
الله
آیه
شلاق
چه باور نفرت انگزیست این چنین







پنجشنبه، بهمن ۰۷، ۱۳۸۹

بچرخ تا بچرخیم - گیل آوایی

چه روزگاریست
چه دیاریست
چه خاکیست
کدام وحشت گذرش بود
که آب و آتش و خاک
کابوس می برد فصل به فصل
نسل به نسل

چهارشنبه، بهمن ۰۶، ۱۳۸۹

فریاد - گیل آوایی

فریاد
گیل آوایی

آتش بیاران ِالله
نفرت کاران بلاهت قرآن
پایداران دروغهای وحی
گذرهای سنگلاخ یک تاریخ فاجعه
فرزند کشی، حد و تجاوزو فحشاء، به یک آیه
که تلاوت پلیدانی
آهیخته شمشیر به خون و جنون
خونچکان دوسر
به سربریدنهای هولناک
میراث ِ قسط و تقوا
به رستگاری هراس از جهنم
آتش بیاران الله
وارثان قتل ِ به فتوا
درنعره های شوربختی انسان
که شرم ببازد انسان
از برای دریدن انسان
و شهید و شاهد و شهد ِ حوریان توهم
ساخت و پرداخت ِ پِشکل کله های عالم ربانی
که رب و روب نمی فهمد
کدام در پس این خرافه و خون
خنجر آهیخته از برای قتلی دیگر
سنگساری دیگر
داری دیگر
داغی دیگر
به کمین نشسته است
چه جهنمی ست دنیای مقدس ِجانیانی که به تقدس جنایت
آیه بار می کنند



سه‌شنبه، بهمن ۰۵، ۱۳۸۹

برای کودکانی که کسی نمی گرید - گیل آوایی

<<<سهمی از فریاد برای اینان هست!؟
آی با توام
ای فلسطینی تر از عرفات!؟>>>

این حکومت از عنترهایی تشکیل شده که لوطی شان صاحب زمان است! - گیل آوایی

با حکومت اسلامی به هیچ یک از خواسته های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی خود نخواهیم رسید. سه دهه از حکومت اسلامی با سلام و صلوات و باور کردن چهره های از درون همین حکومت تلاش کرده و می کنیم و هر بار به خاک و خون کشیده شده و می شویم اما به یک از هزار خواسته ی به حق انسانی خود نرسیده ایم.
 

دوشنبه، بهمن ۰۴، ۱۳۸۹

اسلام چه از جان ما ایرانیان می خواهد!؟

اسلام چه از جان ما ایرانیان می خواهد!؟

گیل آوایی
ننگ بر این اسلام سراسر تنفر و جهل و خرافه! ما چه کرده ایم که باید چنین خونبار تاوان دهیم! ما به یک آیت الله به یک مرجع تقلید به یک بقول خودشان! سیدی که از فرزندان پیغمبر بود، اعتماد کردیم، باور کردیم. به روز سیاهی نشانده شده ایم که به هزار بار از چیز خوردن هم پشیمان شده ایم! به کجا باید رفت!؟ مگر صاحب زمان هم تا این حد خون آشام!؟ مگر نماینده ولایت شومش تا این حد غارتگر و دزد و دروغگو و ریاکار!!؟ مگر اینهمه آیت الله ها و مراجع تقلید و هزار وعده و وعید و وعظ و خطابه و حدیث و آیه و آنهمه از عدالت و برابری و حق نا حق نشدن و رستگاری و تقوا و قسط و قدرت الله ِ رحمان و رحیم و کریم و چه و چه گفتن، نبوده و نیست!؟ همه اش کشک !؟ همه اش پشم!؟ یک ملت چنین سلاخی می شود! یک ملت به خاک سیاه نشانده می شود! اعتراص به یک کارتونیست از جان و مال یک ملت بیشتر ارزش دارد!؟

شعرواره ایست خطاب به آنانی که آب به آسیاب جانیان ِ مُهر ِ به الله ، می ریزند

فریاد
گیل آوایی
23ژانویه 2011
شعرواره ایست خطاب به آنانی که آب به  آسیاب جانیان ِ مُهر ِ به الله ، می ریزند
اشکریزان چشمهای مات
در گِرو ِ الله زندگی می بازند
باران یک پایکوبی عروسکی
دراندوهباری ناگزیر
انفجار
مرگ
با خیل خرافه های حتی النصر
کدام نصر!؟ که عصر باخته
به هزار بی شرمی
دست بریدن
شلاق و شُرط ی امر به معروف نهی از منکر
انسان زشرمساری خونبار آیه ها
هنوز کمر راست نکرده است

جمعه، بهمن ۰۱، ۱۳۸۹

یارانه های نقدی ِ آیت الله ها و مفتخورزادگان موسوم به آقازاده ها، چقدر است!؟ - گیل آوایی

بسیارانی از ما شنیده و فراوان هم شنیده ایم گفته اند چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. این را نه فقط ما که همان تحفه های لمیده در مغاکهای حوزه های بقول خودشان علمیه! اما بقول من و مایی چون من، حوزه های جفنگیه! نیز حتی در منبرها و وعظهاشان گفته اند: چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است

این را داشته باشید، حکومت اسلامی را ببینید که مشروعیت و موجودیت و هویت و فرمانبرداری از صاحب زمان و قانونیت خویش را از اسلام می گیرد اما بر جان و مال ملت و مملکتی چنگ انداخته به هیچ یک از مردم و فرهیختگان و برگزیدگان آن پاسخگو نیست اما به هر خرابه ی خرافه فکنی ای از مسجد و منبر گرفته تا چاه جمکران و گنبد و بارگاه امام و امازده از کیسه ی همین ملت و مملکت دست ودلبازانه می بخشد و بالا می کشد وهزینه می کند و کش می رود و خرافه می پراکند و در اوج وقاحتی که فقط برازنده ی حکومت اسلامیست، نسبت به فقر کمر شکن مردم و سفره خالی مردم نه تنها رحم نمی کند بلکه برای حل ساده ترین معضل معیشتی مردم وا می ماند.


توجه خوانندگان گرامی بویژه در ایران را به گزارشی از حسابهای مالی جانیان، مزدوران و مفتخورزادگانی چون نازیه و سکینه و مجتبی خامنه ای، در خارج جلب می کنم که پیوست این نوشتار منتشر کرده ام

پنجشنبه، دی ۳۰، ۱۳۸۹

برای کشتنمان آمدند گزمگان الله - گیل آوایی




برای کشتنمان آمدند گزمگان ِ الله
بی آنکه بدانیم

شهیدمان خواستند
بی آنکه بخواهیم
رستگاری به ریا بردند ریاکارانه
 الله قالب کردند
بی آنکه خدایمان بشناسند
بی آنکه " الله "ی خواسته باشیم
بی آنکه بخواهیم

چهارشنبه، دی ۲۹، ۱۳۸۹

دریا و ساحل و من - گیل آوایی

دریا و ساحل و من
گیل آوایی
ژانویه 2011

دلدادگی ِکدام یاد تو بود
شبان شرجی ِ بی رمق
خیره، خیال پر دادن وُ اوج ِسیلابی
که حس ترا می شوراند
انگار
حسرت ِ خشکی ِ همه ی اشکهای جهان
در تو ساز می شود
بی آنکه بغض ِ سمج
جان بگیراند

در گرگ و میش کرانه ی بی حوصلگی
قایقی رها شده
که دل به دریا داده است
ناگزیر!

از یاد رفته ای
که خیال است و سایه روشن یک کرانه دلبری
آه وُ گام وُ موج ِ به آواز
نُتهای سرگشتگی ترا می سرایند
در صبوری لمیده ی ساحل مست

حوصله ات بادبادک باد است وُ بازیگوشی ِ نگاه تو
رهگیر کدام دلداگی
همه ی جانت بی تابی می گیراند

چه فرق می کند لب فروبستن و مات و یک دریا هوار
می گستری
در هماغوشی ساحل
که خموش، خلسه رها می کند به موج
و تو
دل به دلت نیست
گویی که بی قراری همه دنیا در تو
تاب می خورد
وای اگر دریا می دانست به چه طوفانی نشسته ای!؟
دلش آب می شد!



سه‌شنبه، دی ۲۸، ۱۳۸۹

یک یاداشت : من از دین شما از حکومت شما از خدای شما بیزارم که کمر به نابودی ایران بسته اید تا صاحب زمانتان در منجلاب متعفن اسلامتان ظهور کند – گیل آوایی

می گویند که چرا اینهمه از اسلام این حشرات بیزارم. چرا از قران و محمد و علی و......به اعتراض فریاد می کنم! نمی دانم چرا اینهمه تعصب و توجه و بها دادن به اسلامشان هست اما وقتی فرزند بی دفاع مردم مرا که با هزار خون دل به ثمر رسانده شده است با یا زهرا یا حسین گفتن از ساختمان به زمین پرتاب می کنند و نعره می کشند یا زهرا از ما قبول کن!!!، وقتی که دختر بی دفاع اسیر در دستان حکومت اسلامی را تجاوز می کنند، می کشند و حتی جنازه اش را تحویل نمی دهند، وقتی که شلاقهای ناروا بر پیکر زن و مرد و پیر و جوان این آب و خاک با آیه قرآن و حکم و فتوای آیت الله ها فرود می آیند، وقتی که دست یک بیچاره ی فقیر ِ گرسنه ای بخاطر دزدی رفع نیازش دست می برند اما میلیاردها دزد را به وزارت و وکالت می رسانند وقتی که آیت الله هایی با خمس و ذکات و سهم امام و صدقه و خیرات روزگار می گذراندند را حسابهای میلیاردها دلاری در اینجا و آنجای این جهان به دارایی می رسانند و به هیچ جا و هیچ کس هم پاسخگو نیستند که از کجا آورده اند!!!،

یکشنبه، دی ۲۶، ۱۳۸۹

دروغ، ریاکاری، قتل، غارت و خیانت شناسه های حکومت اسلامی در ایران - گیل آوایی

همه پلیدیها و کژیها و هر جنایت هولناک را کنار هم بگذارید، می شود مجموعه ای متعفن و خرافه مست که حکومت اسلامی ولایت فقیه اش  در ایران که به دار و ندار یک ملت و یک سرزمین چنگ انداخته است. اگر دیروزهای خونبار تاریخی، سپاه اسلام با توهم و توحش و صدور اسلام نحس ِبرآمده از خیالبافی های چوپانی صحراگرد، به ایران یورش برد و ایرانی به لال و مجوس و برده و در خاک خود غریب، غارت شد و میراثهای انسانی و تمدن هزاره  و ثروت بی مانندش دست مایه قوام و دوام گرفتن خلافت شوم اسلام در آن آغازه های اسلام شد، امروز ِسیاه ِ تاریخ معاصر، در دوره ای که باید سرنوشت سازترین گامهای ترقی و پیشرفت و ساختن میهنمان را بر می داشتیم، به همان شکل خونبار تاریخی، بار دیگر همان جنایت اسلامی تکرار شده و با دین خون و انتقام و نفرت و غذاب و بندگی، به خاک و کشیده شدیم و هر پلیدی و تباهی و ریاکاری و خیانت بر جان و مال و خاک ما حکم می راند.

شنبه، دی ۲۵، ۱۳۸۹

تب و تاب غریبی است - گیل آوایی

نوشتار فوق را  در تاریخ 23 جولای 2009گرماگرم میدان داری ِ سبزنماهای یک شبه سیاسی شده، منتشر کردم.ازبد و بیراههای آن زمانی که بگذرم، مرگخنده اینکه همانها امروز به روزمرگی  خود برگشتند و باز ماییم و فریادهای مادر ستیز با صاحب زمانهای جنایتکار اسلامی.  ولی آن زمان که بد و بیراه گفتند شاید بد نباشد همان نوشتاررا  هم اینک بازخوانی کنند که چه نوشتم و چرا!؟

با مرور سالهای سیاه حکومت اسلامی و چهره هایی که تا مفرق به خون بهترین فرزندان سرزمینم آغشته اند، در می مانم از تکرار هماره اشتباه، انتحار، خودفریبی چندین باره، طی همین سه دهه از حاکمیت فریبکارترین ِ تحفه هایی که از شرشان خلاصی مان نیست......ادامه<<<

جمعه، دی ۲۴، ۱۳۸۹

پارادوکس ِ یک سکوت داد - گیل آوایی



آوازهای زمستانی را
آنقدر می خوانم
آنقدر می خوانم
که روزگار
فصلی دگر بزاید
از دل تک فصلی اینهمه طوفان

طوفان وُ دشت وُ یک کرانه انتظار!

خیل ِ سواران بی تاخت
نُت ِ بی آواییست که ساز خویش به باد داده است
مشت از چه خشم!؟ بگو!


پنجشنبه، دی ۲۳، ۱۳۸۹

بودن یا نبودن، بحث در این است: حاکمیت ملی/ دمکراتیک ِایرانی، آری یا نه!؟ - گیل آوایی

سه دهه از حکومت اسلامی چنین بوده که ایرانی در وطن خود شهروند درجه ی دوم! حتی بیگانه به حساب آمده و با او برخورد شده است! ما در سه دهه از حکومت اسلامی در وطن خود، غریب بوده ایم و هستیم هنوز! خودی ها و غیر خودی ها، دادگاهها و بیدادگاهها، تقسیم ثروت و منابع طبیعی و صنعتی وطنمان، همه و همه چنان بوده است که ایرانی وطن باخته برای کمترین و ساده ترین حقوق انسانی با حکومت اسلامی جنگیده و می جنگد و تاوان می دهد!


دوشنبه، دی ۲۰، ۱۳۸۹

فتنه، گناه، خیانت، نتیجه بلاهت و حقارت ولایت وقیح اسلامی است نه اعترا ض به آنها - گیل آوایی

<<<حاکمیتی که خودش نتیجه انتخابات انجام داده ی خودش را بهم می زند وریاکارانه آرا مردم را می دزدد و با وقاحت شگفت انگیزی آن را بزور سرکوب و شکنجه و بگیر و ببند و قتل و هزار تهدید و تطمیع و سیاه بازی به جامعه زور چپان می کند، طرف مقابل خودش را به فتنه و گناه، متهم و محکوم می کند!!!! آنهم نه در یک محفل درونی که از بلندگوی رسانه ای و فرافکنی ِ آشکاری در مقابل چشم نه فقط همه ی مردم داخل که همه ی جهان، دروغ می گوید! دروغی که فقط همین تحفه ی تشنه ی خون و مقام! از پسش بر می آید!>>>

یکشنبه، دی ۱۹، ۱۳۸۹

هاناست خایی بردار خایی نردار- گیل آوایی

شاید بد نباشد در تب و تاب این همه خبرهای کمرشکن از وطنمان، چیزکی جدای این حال و هوا بخوانیم مصداق آن فرارسیدن نوروز که مردم بخاک و خون کشیده شده بودند و فرهیخته ای دلشده ی وطن، هوار برآورد که شادی باید گاه نوروز است
حالا داستان من است و این حس که شاید گپی جدای از تب و تاب کنون ِ این روزگار ِ بی همه چیز بنویسم اینجا
فکر کردم که شاید بد نباشد دو نمونه ی برخورد از دیارم گیلان بیاورم تا هم شوری باشدمرا و هم صفایی برای دوستان هم زبان و هم پا و هم راه من

شنبه، دی ۱۸، ۱۳۸۹

آنانیکه به قیمت خون مردم، نان بر سر سفره های زن و فرزند خود می برند، به خودشان بیایند اینهمه فریاد می کنیم - گیل آوایی

حتمن بسیارانی بیاد دارند که زمانی کامیون طلا از سوی سردمداران حکومت اسلامی لوء رفت و در جنوب ایران  گیر افتاد،اما با فرافکنی های ریاکارانه تبدیل به مس، بعد چدن بعد هم آهن پاره شد! این ماجرا را مانند بسیاری دیگر از رویدادها و غارتهای ایران و ایرنی در سه دهه از این حکومت بی ریشه و بی وطن ِ پر مدعا با آن نعره های قسط و  عدل علی و مزخرفات حزب اللهی خر کن! بگذارید کنار گیر افتادن ایرانی با میلیونها دلار در روسیه و ماجرای قرارداد دفتر پدر خوانده ی مافیای قاتلان اسلامی، خامنه ای، با دولت چین که ذخایر نفت و گاز جنوب را به تاراج می برد و به ثمن بخس با چین معامله می کند آنهم با شرایطی که استعماری ترین، خیانتبارترین قراردادهای تا کنونی تاریخ ایران، در مقابل آن هیچ است بگونه ای که سنگ قبر و پرده بکارت و عبا و عمامه مهر نماز از کنار همین قراردادهای بدتر از استعماری، از چین بازار ایران را پر می کند! و همینطور حسابهای میلیارد دلاری آیت الله های پر مدعای بی چشم و رو که برخی از آنها لوء رفته و نیز دیگر غارتهای منابع طبیعی و صنعتی ایران از هر سوراخی که توانسته اند به تاراج برده اند، را بگیرید تا به بهانه های خرید از بازار سیاه اتمی و نظامی و لاپوشانی هایی از این دست تا گیر افتادن بیش از هیجده میلیارد دلار پول دزدیده شده از سفره بی نان ایرانیان، در ترکیه که از آن تاریخ چرخش صد و هشتاد درجه ای دولت ترکیه سمت و سوی بیشتری می گیرد

جمعه، دی ۱۷، ۱۳۸۹

یک اشاره: در ریاکاری ِحکومت اسلامی، خدا و شیطان هم لنگ اندخته اند تا چه رسد به صاحب زمان شان! - گیل آوایی

حتمن در خبرها شنیده اید که سرپرست وزارت امور خارجه ی ولایت وقیح به عراق سفر کرده و پیام ولایت قاتلان را به آیت الله سیستانی، رهبر شیعیان جهان، داده است. و اما از متن پیام چیزی منتشر نشد همانگونه که سفرهای پی در پی خامنه ای به قم و مشهد در خبرها آمده بود.
حکومت اسلامی ایران با ترساندن روحانیت از عواقب سرنگونی حکومت که اگر سرنگون شود نه از تاک نشان ماند و نه تاکنشان! می کوشد از یک سو پشتیبانی روحانیت را برای اسلامی بودن حکومت جلب کند و از سوی دیگر همین ساختار خونینی که دارد به یک وجهه و اعتبار و ثبات درونی شان برساند.
برخورد های معترض و جبهه گرفتن حوزه های نجف و قم ( همان مراکز آخوند پروری که جانیانی همچون خمینی، خامنه ای، یزدی، جنتی، تمساح و....فرزندان خلف آن مراکزند!) راه بر طرحهای مافیای حاکم به پدرخواندگی خامنه ای را دشوار کرده است. آیا همه ی این حوزه ها و چهره هایی مثل ایت الله سیستانی، وجه المعامله این حکومت قرار خواهند گرفت، آینده ی نزدیک نشان خواهد داد، هر چه هست، نجف و قم در مسیر دو طرفه ی مجاب شدن از سوی مافیای حاکم، مورد پیامها و سفرهای پدرخوانده مافیای حکومت اسلامی است.

اما