دوشنبه، تیر ۲۱، ۱۳۹۵

شعر زیبا و جاودانۀ زمستانِ اخوان جان ثالث و گپی با شما! - گیل آوایی



نیمه شب دیشب، بیخواب یا شاید بهتر باشد بگویم بدخواب! یا سخت خواب! شده بودم. آن هم بدخوابی یا بیخوابیِ آزار دهنده ای که هزار فکر نابجا به جان آدمی می اندازد، و همین شد که عطای خواب را به  لقایش بخشیدم و بلند شدم تا دست به کاری زنم که هم فکرهای آن چنانی برود و هم غصه سرآید!!! لپ تاپ خاموش را روشن کردم، تا هم بخوانم و هم شاید بنویسم! چه!؟ هیچ چیز خاصی در سرم نبود یک وقت بخودم آمدم که شعر جاودانۀ اخوان جان یعنی زمستان را، ، البته برای چندمین بار نمی دانم!، زمزمه می کردم و تداعی حسی از آهنگهایی که با این شعر ماندگار ساخته شده است. و این هم یکی از آن گریزهایی ست که هر از گاهی می زنم و می روم به آنجایی که نه پیاله می برد مرا نه مستیِ باده! و می شوم بی باده مستی که مستانه هزار فریاد را بسکوت جنگلی شبانه هوار می زنم! راستی!؟ تا حالا شده شب در جنگلی بوده باشید! اصلا هوار جنگل را شنیده اید!؟ اگرنه! یک بار امتحان کنید! مخصوصاً اگر در جنگلهای دیلمان را برای این تجربه انتخاب کنید. در جنگل گاه می شود  که صداهایی می شنوید مثلا یکی از یک جای جنگل دادی می زند و صدایی از جایی دیگر و صد البته دور تر  بگوش می رسد که پاسخ صدای اولی ست و این صدا یا فریادزدنها گاه برای بیرون آمدن از آن هراس و گیراییِ جنگل در تنهایی ست. جنگل نشینان بویژه چوپانان، بیشتر چنین می کنند! منظورم  از این گپ زدنِ با شما، البته نه جنگل است، نه هوار جنگلانه! و نه آن فریادهای گاهگاهی ای که در جنگل شنیده می شود!
و اما
ایران که بودم، یکی از بهترین فرصتهایی که دست می داد تا موسیقیِ دلخواه را گوش کنم دل بدهم و تمام موسیقی را داشته باشیم یا با تمام حس و فکر و حال و هوای بقول ما گیلکها " من مرا قوربان" گوش کنم، زمانی بود که داشتم رانندگی می کردم و در سفر بودم.
حالا چرا این را می گویم شاید تاکید کردن بر درگیریها و مشغله ها و مشکلاتِ خاصِ آن زمانی در ایران، که کمتر پیش می آمد تا آدم به آنچه دلش می خواست، می پرداخت و وقتی برای آن می داشت! اما این سالها با پشت سر گذاشتن آن حال و هوای ماجراجوییی بی پروا و شاید هم بی کله!!! شنیدن  موسیقی و اصولا وقت گذاشتن برای موسیقی و فرصت کافی داشتن به پرداختنهایی از این دست، یکی از پایه های گذران زندگی و حتی حال و هوای این سامان است البته اگر خبرهای آن سامان بگذارد!
و اما
شعر زمستان زنده یاد اخوان ثالث را بسیارانی شنیده و با آن حس و فکر و روزگاری که برود و هیچگاه نیاید! را مرور کرده یا گریز زده اند. همینجا بگویم که گاه یک شعر است که با نام شاعر پیوندی ناگسستنی پیدا می کند یک پیوندی که شاعر با آن در بیشتر وقتها یاد می شود و زمستان با اخوان جان! چنین است. اگر چه شعرهای بسیار زیبای دیگری دارد اما این زمستان حال و هوای دیگری دارد مثل خیلی از شعرهای دیگر از شاعران دیگر!
و اما
سه آهنگساز به بیان موسیقیایی این شعر زمستان پرداخته اند. اولی اش را زنده یاد همایون خرم با صدای پروین بانوی موسیقی ما و دومی استاد محمدرضا درویشی با صدای استاد شهرام ناظری و بالاخره سومی را استاد حسین علیزاده که دوست تر دارم ایشان را غول زیبای موسیقی ( با مدد ازهمان غول زیبا برای شاملو!) بگویم، با صدای استاد  شجریان است.
سه آهنگساز با سه خواننده و با سه اجرا یا سه بیان متفاوت از یک شعر.
اینکه خودِ شعر چنان پر معنا و در پیوند با روزگارِ زمستانی همۀ سالهای رفته بر ماست و چنان گویای قدرتمندی ست که هر اجرای آن با هر صدا یا نوایی بوده باشد را تحت الشعاع خود قرار می دهد، داستان دیگری ست و  اصولاً نمی توان از این تاثیرگذاری قدرتمندِ خودِ شعر چشم پوشید اما شکل یا سبک یا چگونگی بیان موسیقیایی آن توسط سه آهنگساز بلحاظ مایه  و درونمایۀ آهنگین و پرداخت و تنظیم و هارمونی سازها و نوسانِ تِمها، موزون با جاریِ سیال واژه های شعر زمستان بسیار جالب و  مهم است.
مقایسه آهنگ زمستان ساختۀ استاد همایون خرم و استاد درویشی و استاد علیزاده، گذشته از تازگیِ کار بلحاظ موسیقی اصیل ایرانی و شعر نو که پیش از آن عموماً با شعر کلاسیک که وزن و قافیۀ و ردیف از یک  سو و وزن موسیقیایی شعر از سوی دیگر، کارِ آهنگساز برای ساخت و پرداخت آهنگ در هماهنگی باشعر  را راحت تر و حتی زیبا تر می کند و این هم شکلی جا افتاده در موسیقی ما بوده و تا حدی هست هنوز، سبک شیوۀ خاص این آهنگسازانِ گرانقدرمان را نیز نشان می دهد. مثلا استاد خرم با همان روال آهنگ برای ترانه، به شعر زمستان پرداخت ولی استاد درویشی با سبکی کلاسیک( کلاسیکِ بیشتر روسی) از موسیقی به شعر زمستان پرداختند و اجرای آن توسط استاد شهرام ناظری ویژگی ای خاص دارد و همین شعر در آهنگی که استاد علیزاده ساختند هم بلحاظ پرداخت موسیقیایی شعر و نقش سازها در بیان و حتی حسِ ملموسی که با خودِ شعر به شنونده می دهد، یعنی زخمه های بی مانند استاد علیزاده در همنوایی و همراهی با نوای یگانۀ استاد کلهر که همۀ شعر در همان نوای برخواسته از سازها بیان و حس می شود، حسی که نه در اثرِ استاد همایون خرم تداعی می شود و نه در اثرِ زیبا و نوآورانۀ استاد درویشی.
هر گاه این سه  اجرا را دل داده ام، سه حس متفاوت از سه اثر داشته ام. حسی که براستی نمی شود به درستی بیان کرد. بیانی که بتواند گویایی آن را داشته باشد اما یک چیز را به جرات می توانم بگویم و آن این که من این سه اثر را اگر آهنگِ بی کلام بود، دوست تر داشتم و بیشتر دل می دادم یعنی آهنگِ استاد درویشی را بدون خواننده و آهنگ استاد علیزاده را هم همینطور!
همیشه وقتی صدای خواننده یعنی اساتید ناظری و  شجریان در میانۀ آهنگ به همراهی می آید، من از حسی که آهنگِ آن به من داده، بیرون می  آیم از آهنگ به کلام می رسم از آهنگ جدا می شوم. حالا همین حس با آهنگ استاد درویشی کلا دنیای دیگری ست و ماجرای دیگر!
فکر می کنم برای خیلی از سروده های نو و حتی کلاسیک باید فقط آهنگ ساخت. آهنگِ بی کلام. چه خوب بود اگر آهنگ ساخته شده برای شعر زمستانِ اخوان جان را بی کلام می داشتیم( شاید داشته باشیم و من خبر ندارم و نشنیده ام! کسی چه می داند!؟). بیانِ موسیقیایی شعر، آن هم بی مدد از کلام، حسی دیگر، نگاه دیگر، حال و هوایی دیگر دارد! چه خوب است به این نکته بیشترتوجه شود. همین چند کلمه را که دارم می نویسم یاد برخی از کارهای دیگر افتاده ام مثل آهنگی که استاد شهبازیان برای همراهی با شعرخوانی شاملو جان ساختند و نوعِ کار همین استاد هم در موسیقی ما قابل بحث و بررسی ست که امیدوارم اهلِ آن به این کار بپردازند.
بعنوان یک شنوندۀ عاشق موسیقی! سعی می کنم حس و برداشت و تاثیر خودم از برخی آثار موسیقی بویژه همینهایی که به آن اشاره کرده ام، در فرصتی مناسب تر،  بیشتربپردازم. فعلا تا همینجایش را با شما قسمت می کنم. می گویم حسِ خودم را از نگاه خودم به این سه اثر بیان می کنم. صرفاً از جایگاه شنوندۀ عاشقی که عاشقانه به موسیقی دل داده است! همین! نه بیشتر!

1
زمستان، آهنگساز مهندس همایون خرم، خواننده پروین
در این نشانی:  https://youtu.be/OwnpkYC4TBo

2
زمستان: آهنگساز و رهبر ارکستر، محمد رضا درویشی، خواننده شهرام ناظری ( انتشار در سال 1369)

3
زمستان: آهنگساز (اگر اشتباه نکنم)حسین علیزاده با همراهی یگانۀ ما کیهان کلهر، خواننده: شجریان
انتشار: 1380
در این نشانی: https://youtu.be/KKvuow3VMFc
.
با مهر
گیل آوایی
  مهرشید ۲۰ تير ۱۳۹۵ - ۱۰ ژوييه ۲۰۱۶

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر